الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

573

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

قصد السّبيل ) . « قصد السّبيل » همان راه ميانه و معتدل و خالى از هر گونه افراط و تفريط است . قصد السبيل راهى است كه انسان را به سوى خدا مىبرد همان گونه كه در قرآن مجيد آمده : « وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ » ، بر خداست كه راه راست را به بندگان نشان دهد ( يا اين كه راه راست به خدا منتهى مىشود » « 1 » . بديهى است انسان در صورتى مىتواند راه راست را كه از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است ، از ميان هزاران هزار راه انحرافى تشخيص دهد كه عنايات الهيّه شامل حال او گردد ، امّا كسى كه از خدا بريده و به خود واگذار شده است در حيرت و سرگردانى فرو مىرود و به بيراهه كشانده مىشود ، به ويژه اين كه بيراهه‌ها غالبا با هواى نفس هماهنگ است و زرق و برق دارد و به او چشمك مىزند . در دوّمين ثمرهء شوم اين واگذارى به خويشتن ، كه نتيجهء طبيعى انحراف از جادهء مستقيم است ، مىفرمايد : « چنين كسى به سخنان بدعت‌آميز خويش سخت دل مىبندد » ( مشغوف بكلام بدعة ) . از آن جا به مرحلهء سوّم گام مىنهد كه « در راه دعوت به ضلالت گام برمىدارد و از آن خوشحال است » ( و دعاء ضلالة ) . « شغف » از مادهء « شغاف » ( بر وزن كلاف ) به معناى گرهء بالاى قلب يا پوستهء نازك آن است كه همچون غلافى تمام آن را در بر گرفته ، در قرآن مجيد در بارهء عشق بىقرار « زليخا » نسبت به « يوسف » از زبان زنان « مصر » به عنوان « قَدْ شَغَفَها حُبًّا » تعبير شده است ، و در جملهء مورد بحث اشاره به اين است كه اين گونه افراد خودخواه و خودمحور ، به سخنان بدعت‌آميز خويشتن سخت دلبستگى دارند ، همان دلبستگى كه نتيجه‌اش دعوت ديگران به راههاى ضلالت است ، قرآن نيز

--> ( 1 ) سورهء نحل ، آيهء 9 .